در آغوشم بگير بگذار براي آخرين بار گرمي دستت را حس كنم
و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم
نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان
قلبم به پايت افتاده است نرو
لرزش دستانم و سستي قدمهايم را نظاره كن
تنها تو را مي خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم
و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم
نرو.....
نگذار دوباره تنها شوم....
نرو.....
روزی روزگاری یه دوسی داشتم
دونیا مال م بی من غه م نیاشتم
ته نیا دوسه گه م بی وه فایی کرد
ده لام چگه ری قه لبم شکان برد
ئه وایل ئه رام وه ت دوسد دیرم
له ناو ئی دونیا جوز تو نه یرم
ئه واسط ئه رام دلی که م ره نگ بی
روز وه روز وه ردم دائم له جه نگ بی
تا ک یه روزی خه وه ر دان وه تن
دلو دینو هه وار ئیمانم بردن
ره خت ئه روسی کردگه ده وه ر
وه هه ر دو ده دسی دامه ناو سه ر
تف له ی دونیا بی ئیعتباره
خیانه ت فره خه یلی زیاده
قصه ی ئیشم وه تان ایوه گوش بکه ن
عشقو عاشقی فه راموش بکه ن
ترجمه شعركردي به فارسي :
روزی روزگاری یه دوستی داشتم
دنیا مال من بود من غم نداشتم
تنها دوست من بی وفایی کرد
از پیشم رفت و قلب شکستمو برد
اوایل بهم گفت دست دارم
تو این دنیا جز تو ندارم
اوسط واسم دلش کم رنگ شد
روز به روز باهام دایم تو جنگ بود
تا که یه روزی خبر دادن گفتن
دل و دینو هاوار ایمانمو بردن
و رخت عروسی به تن کرد
با هر دو دستم زدم تو سر
تف به این دنیا بی اعتباره
خیانت خیلی خیلی زیاده
یه قصه می گم براتون شما گوش کنید
عشق و عاشقی رو فراموش کنید
گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست
بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست
گفتم که صبر کن و گوش به من دار
گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست
پرواز عجب عادت خو بيست ولي تو رفتي
و ديگر اثر از چلچله اي نيست
گفتي که کمي فکر خودم باشم و آنوقت
جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست
رفتي تو خدا پشت و پناهت
به سلامت بگذار بسوزد دل من
مسئله اي نيست

بودنم را هيچ کس باور نداشت
هيچ کس کاري به کار من نداشت
بنويسيد بعد مرگم روي سنگ
با خطوطي نرم و زيبا و قشنگ
او که خوابيده است
در اين گور سرد
بودنش را هيچ کس باور نکرد
روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است
بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است .
بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست
او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است
صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست
در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است
بنويسيد اگر شعري ازاومانده بجاي
مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است .
مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست
بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است .
غزل حجرت من را همه جا بنويسيد
روي قبرم بنويسيدمهاجر بوده است
کنار آشنایی تو آشیانه می کنم
فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم
کسی سوال می کند برای چه زنده ای؟
ومن برای زندگی تو را بهانه می کنم
نامۀ بي جواب
سلام بهونه قشنگ من براي زندگي
آره بازم منم همون بهونه هميشگي
فدايه مهربونيات چه ميکني با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت
حال من و اگه بخواي رنگ گلاي قاليه
جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه
ابرا همه پيشه منن اينجا هوا پر از غمه
از غصه هام هرچي بگم جون خودت بازم کمه
ديشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون
فرياد زدم يا تو بيا يا منو پيشت برسون
فداي تو نمي دوني بي تو چه دردي کشيدم
حقيقت و واست بگم به آخر خط رسيدم
رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي
نمي دوني چقدر دلم تنگ براي ديدنت
براي مهربونيات ، نوازشات ، بوسيدنت
به خاطرت مونده يکي هميشه چشم به راهته ؟
يه قلب تنها و کبود هلاک يک نگاهته ؟
من ميدونم همين روزا عشق من از يادت ميره
بعدش خبر ميدن بيا که داره دوستت مي ميره
روزات بلنده يا کوتاه دوست شدي اونجا با کسي؟
بيشتر از اين منو نذار تو غصه و دلواپسي
يه وقت منو گم مي کني تو دود اين شهر غريب
يه سرزمين غربته با صدتا نيرنگ و فريب
فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نکنه
غم غريبي عزيزم زرد و شکستت نکنه
چادر شب لطيفت تو از روت شبا پس نزني
تنگ بلور آب تو يه وقت نا غافل نشکني
اگه واست زهمتي نيست بر سر عهدمون بمون
منم تو رو سپردمت دست خدايه مهربون
راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم
رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم
از وقتي رفتي آسمونمون پر کبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره
غصه نخور تا تو بياي حال منم اينجوريه
سرفه هاي مکررم ماله هواي دوريه
گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه
مثه يه بچه که باره اوله ميره مدرسه
تو از خودت برام بگ بدونه من خوش ميگذره؟
دلت مخواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره ؟
از وقتي رفتي تو چشام فقط شده کاسه خون
همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون
يادت مياد گريه هامو ريختم کناره پنجره؟
داد کشيدم ترو خدا نامه بده يادت نره
يادت مياد خنديدي و گفتي حالا بذار برم
تو رفتي و من تا حالا کناره در منتظرم
امروز ديدم ديگه داري منو فراموش مي کني
فانوسه آرزوهامونو داري خاموش مي کني
گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست
با اين که من خوب مي دونم جواب نامه با خداست
عکسايه نازنين تو با چند تا گل کنارمه
يه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دليل زندگي با يه غمي دوستت دارم
داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي ميارم
وقتي تو نيستي چه کنم با اين دل بهونه گير؟
مگه نگفتم چشمات و از چشم من هيچوقت نگير؟
حرف من و به دل نگير همش ماله غريبيه
تو رفتي من غريب شدم چه دنيايه عجيبيه
زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه
ديوار خونمون پر از سايه غصه و غمه
تحملي که تو دادي ديگه داره تموم ميشه
مگه نگفتي همه جا مال مني تا هميشه؟
دلم واست شور ميزنه اين دل و بي خبر نذار
تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار
فکر نکني از راه دور دارم سفارش ميکنم
به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميکنم
اگه بخوام برات بگم شايد بشه صدتا کتاب
که هر صفحش قصه چندتا درده و چندتا عذاب
مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات کنن
نورشونو بدرقه پاکي خنده هات کنن
يه شب تو پاييز که غمت سر به سر دل مي ذاره
علی همون کسي که بيشتر از همه دوست داره
اون سر سپرده میخواست
من دل سپرده بودم

وقتی که خاکم می کنن بهش بگین پیشم نیاد
بگید رفت مسافرت شماره ی نداد
یه جور بگین که آخرش از حرفاتون حول نکنه
طاقت ندارم ببینم به قبر من نگاه بکنه
دونه به دونه عکسامو بردارید آتیش بزنید
هرچی که خاطره دارم بریدو از بیغ بکنین
نزارید از اسم منم یه کلمه جا بمونه
نمی خواهم هیچ وقت تنمو تو ی گورم بلرزونه
برو آتیش به قلب من نزن بزار نگاهت از یادم بره
بزار واسه همیشه قلب من شل بشه با کلی خاطره
برو نمی خوام ببینی خونی من خالی شده
همدم من به جای تو ریگهای پوشالی شده
اون که می گفت می مرد برات
دیدی راست راستی مرد
رفتو همه خاطراشم به خاطر ت برداشتو برد
بهش بگین عشق هست به پات
بهش بگین نیومدی بگین هنوز
دوست داره با اینکه قیدشو زدی
نشونی قبر منو بهش ندین خوب می دونم
میاد جای همیشگی سر قرارتو رودخونه
برو آتیش به قلب من نزن
بزار نگاهت از یادم بره
آخ بزار واسه همیشه قلب من
تول بشه با کلی خاطره
می خوام رو سنگ قبر م این باشه
می خوام رو سنگ قبر م این باشه
طلوعی که خیلی غم انیگز بود
قشنگ ترین خاطری عمرم
غروبی که خیلی دل انگیز شد
روسنگ قبرم بنویس
روزی اومد به امید آخر
ولی حالا بدرقه راهش شد
داغی که منودش به دل مادر

